
سال نو مبارك همه باشه .. امسال سال تحويل كنار خونوادم نبودم 29 اسفند پرواز كردم به جايي كه چند سال بود سوداي ديدنشو داشتم و بالاخره شد !!! وارد تايلند كه ميشي اولين چيزي كه نازت ميكنه هواي مرطوب و دلنشينشه ... بعد هم كه اون لبخند بي پايان مردم مهربونش كاملا بهت اعتماد به نفس ميده .. هيچ دغدغه اي وجود نداشت شايد چون قرار بود فقط 7 روز اونجا باشم اين فكرو ميكردم اما واقعا لذت اين 1 هفته خستگي 1 سالو از تنم شست ... بلافاصله كه از فرودگاه اومدم بيرون بانكوك و به طرف پاتايا ترك كردم و اونجا بود كه تازه فهميدم يه اتفاقايي قراره بيفته ... من فقط تو اين سفر پاتايا بودم اما فكر نميكنم هيچ جايي به اندازه اونجا بهم خوش ميگذشت !! فيل سواري - ببربازي - بانجي - جت اسكي - شنا - جزيره هاي اطراف - پاراشوت - قايق سواري و .... سرگرميايي بودن كه تمام لحظه هامو پر كردن و من نفهميدم چطوري اين چند روز گذشت ... حتي ديگه خريد كردنم يادم رفته بود و همش موند واسه روز آخر ... مردم پاتايا مهربون بودن ازون مهربونايي كه پشتش منفعت نخوابيده بود و اين واسم مهم بود .. اونجا پر بود از توريستاي پيرو جوون اينور اونور دنيا كه ديدن عادتها و رفتارشون واسم لذتبخش بود ... غذاهاشونم خوشمزه بود .. خلاصه كه اين شهر 24 ساعتش همه در حال فعاليت بودن ... نيازي به برنامه ريزي نبود همه چي خود به خود اتفاق ميفتاد كه به آدم خوش بگذره و خوش هم ميگذشت ... با اين فيله كه تو عكسه خيلي دوست شدم اما هر كاري كردم باهام نيومد تهران!!!!!!نميدونم چرا
آآآآآآآآآآآآآآآآآآهااااااااااااااااااااااان از همه مهمتر بانجي بود كه نتونستم تو تهران تجربش كنم واونجا شد كه بشه ... هنوز لذتش تو تنمه .. بازم ميخواااااااااااااااااام .... اين سفر كلي چيزاي به درد بوخور بهم ياد داد .. بهم ياد داد كه تكبر از هر نوعش آدمو زشت و كريه ميكنه ... هممون بنده يه خداييم با وجود داشتن هر نوع شاخصه و امكانات ..
همه برابريم همه
No comments:
Post a Comment