خسته شدم از دروغ
خسته شدم از خودنماییهای احمقانه
خسته شدم از حسرت
خسته شدم از اینهمه فکر سردردآور
ازینهمه رنجی که میکشم ...
دلم میگیره از نفاق
دلم گرفته از خودم
از تحمل
از سکوت
هنوز این قلبه میتپه و من بعضی وقتا صداشو گوش میکنم
چرا دلم به هیچی خوش نیست
خدایا فقط تورو دارم
دلم برای خود واقعیم تنگ شده
اما ته دلم اون نقطه نور هنوز زنده نگهم داشته
هنوز ......................
قاصدک لعنتی من پس کجا موندی؟ کوش اون خبر خوبت
منو یادت نرفته باشه
Friday, June 19, 2009
Subscribe to:
Posts (Atom)